تبليغاتX
ღღღعشق. عاشقی و تنهاییღღღ :: ღღღعشق یعنی شکستنღღღ
ღღღعشق. عاشقی و تنهاییღღღ
دست همیاری یاران

سلام دوستان امروز آپ جالبی دارم این آپم منظوری از کمک به همنوعمون داره

گر عضوی به درد اید

                            دگر عضوهارا نماند قرار

 قضیه از این قرار که

 یه دختر خانمی هست که میخواه ازدواج کنه ولی وضع مالیشون خوب نیست

 پدرشو از دست داده و فقط تو دنیا یه مادر پیری داره

 همه دارن کمک میکنن که جهیزیه این دختر خانم رو کامل کنند

 من هم به فکرم رسید که از این ثواب معنوی شما رو هم مثل خودم بی نصیب نزارم

 امید وارم که شما هم دست همیاری این برادر کوچیکتون رو بگیرین

شما عزیزان میتونین کمک های خودتون رو به حساب من واریز کنید

و من هم به مادرم میدم تا شما هم از این ثواب بی بهره نباشین

شماره حساب من(صادق زندی) ۸۵۹۷-۸۱۲۶ بانک مسکن  واریز کنید

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 17:1
عاشقم دوستت دارم

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ،

 و تمام فکر و زندگی من تو شده ای

به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است

و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت

و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و

 به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ،

دستانت را بگیرم ، بر


لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و

 ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم

 تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ،

 نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ،

 دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ،

 به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم....

ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم....

ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم....

    ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم  

 دوستت دارم 

|+|
نوشته شده توسط صادق در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 17:56
دوستت دارم چون
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

دوستت دارم چون به

يک نگاه،عشق مني!

 

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:47
نگاه عشق

دوستت دارم چون

                      تنهاترین ستاره زندگی من هستی

دوستت دارم چون

                      تنها ترین مصرع شعر من هستی

دوستت دارم چون

                     تنها ترین فکر تنهایی من هستی

دوستت دارم چون

                     زیبا ترین لحظات زندگی من هستی

دوستت دارم چون

                     زیبا ترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون

                     زیبا ترین خاطرات من هستی

دوستت دارم چون

                    به یک نگاه عشق من هستی

اگه بگى دوستم دارى  

   تا آسمون پر مى گیرم

 زندگى گذشتم رو، دوباره از سر مى گیرم        

اگه بگى دوستم دارى

 مى میرم و زنده مى شم

 روشن تر از روز خدا ،خورشید تابنده مى شم

اگه بگى به غیر من

 کسى تو دنیا ندارى

  رو گفته هاى  این و اون 

      از ته دل پا  بزارى

من هم برات فدا مى شم

 گریه بى صدا مى شم

     اگه بگى یار منى

             همدم و غمخوار منى

من هم برات یار مى شم

         یار وفادار مى شم!...

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت 17:8
قلب شکسته

 عشق دردی یه که هیچ دکتری نمی تونه توصیفش کنه،

اون چیزی یه که به قلب حمله می کنه و رو مغز تاثیر می ذاره!!

زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهائی ،

و چه خوب است لحظه ی غفلت آن زندانبان ،

بعد از آن هم پرواز .


وقتی زمانش رسید که قلبت رو به کسی بدی، مطمئن شو اون فرد قلبت رو نمیشکنه،آخه قلب های شکسته یدکی ندارن

عشق يعنی در زمستان سوختن

در كلاس درس هيچ آموختن

عشق يعنی سرقت يك زندگی

عشق يعنی خارج از هر بندگی

عشق پايان كتاب خنده هاست

عشق آغاز تمام غصه هاست

از آتش پرسیدم محبت یعنی چی ؟

گفت از من سوزانتره

 از گل پرسیدم محبت یعنی چی ؟

 گفت از من زیباتره

از شمع پرسیدم محبت یعنی چی ؟

 گفت از من عاشقانه تره

از خود محبت پرسیدم تو چیستی؟

 گفت من نگاهی بیش نیستم ...

مهم نیست فردا چی میشه ...
مهم اینه که امروز دوست دارم...
مهم نیست فردا کجایی...
مهم اینه که هرجا هستی دوست دارم...
مهم نیست که تا ابد باهم نباشیم...
مهم اینه که تا ابد دوست دارم...
مهم نیست قسمت چیه...
مهم اینه که قسمت شد دوست داشته باشم.

به پایان فکر نکن ...
اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ میکند.
بگذار پایان تو را غافلگیر کند ، درست مانند آغاز

 

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 15:10
عشق من

عشق من ناز نکن

 بغضمون پایون می گیره

 یه روزی دست زمونه تو رو از من می گیره

 وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه

تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من می گیره

عشق من قلب این عاشق با تو آروم می گیره

همه ناله های من از اون نگات دوریه

 تو رو دیدن تو رو خواستن

 تو رو هر جا می بینم

بی تو  و عشق تو من همیشه تنها می مونم

عشق من عاشقتم تکرار هر شبام

 همه حرفام به خدا از عشق و صداقت

 با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

 عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره

همه رگ هام از حرارت نگات خون می گیره

 با تو بودن تو یه دنیا واسه من نهایت

 تو گمون کردی بری خاطرهاتم می میره

 روزهای رفته برام رنگ سیاهی می گیره

 اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم

نمی تونم تو رو از یاد ببرم

من همون عاشتم تا که چشام بارونیه

 همه ناله های من از اون نگات دوریه

 تو رو دیدن تو یه دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره

 همه رگ هام از حرارت نگات خون می گیره

 با تو بودن تو یه دنیا واسه من نهایت

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 15:39
دلم گرفته

دلم گرفته اسمون نمی تونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم

 انگاری کوه غصه ها رو سینه ام مونده

آخه داره باورم میشه خنده به ما نیومده

 دلم گرفته آسمون از خودم خسته ترم

 تو روزگار بی کسی یه عمر که در به درم

 حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدنت یه کوله بار شبه بسم

 دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

 منو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

 منو به بازی میگیرند عقربه های ساعتم

 برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

  آهای زمین یه لحظه تو آروم بگیر

 نچرخ و آروم بگیر اخه یه آدم 

                                                دل شکسته ام 

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 و ساعت 15:33
لیلی و مجنون
کنار سیب نشسته عطر عاشقی

 من از تبار خستگی بی خبر از دل بستگی

                             عاشقم

خبر شدم صدا شدی

 شاه شدم گدا شدی

 شعر شدم قلم شدی

 عشق شدم تو غم شدی

 لیلای من لیلای من آسوده در رویای من

 این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو

 من عاشقم مجنون تویی

 گمکشته در بارون تویی

 مجنون لیلی بی خبر در کوچه های در به در

 مستو پریشونو خراب

 هر آرزو نقش بر اب

شاید که روزی عاقبت اروم بگیرد در دلت

 کنار هر ستاره ای تشسته ابز پاره ای

 من از تبار سادگی بی خبر از دل دادگی

                          عاشقم

            عاشقم

 من نمی دونم چطور شد چه جوری دلسپردم

من فقط دیدم که چشماش پر بارون و خواهش

 عاشقونه منو برده

 تا ته حس نوازش

 خدا چرا دل من شکستی

 چرا دستای عشقمو به زندگی نبستی

 دارم می سوزم

 چرا رها کردی میون راه ها

می خوام بمیرم ولی بی گناهم

دارم می سوزم

 دارم می سوزم

بزار بسوزم

دوست دارم لبا لب

 می سوزه عشقم از ته

 پر میشم از اسمت هر ثانیه هر شب

                           دوستت دارم لبا لب

|+|
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 16:6
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه